سه شنبه نهم آذر 1389 22:2

شادي مومن درچهره او و اندوه وي در دلش پنهان است. سينه اش از هرچيزي فراختر و نفس او از هرچيزي خوارتر است. برتري جويي را زشت و رياكاري را دشمن مي شمارد. اندوه او طولاني و همت او بلند است. سكوتش فراوان و وقت او با كار پر است. شكرگزار و شكيبا و ژرف انديش است. از كسي درخواست ندارد و نرم خو و فروتن است. نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دينداري از بنده خوارتر است.(امام علي(ع))


پ.ن: عاشق تك تك عباراتشم. (عاشقش مسلما نيستم. چون اگه واقعا بودم خودمم اينطوري ميبودم. ...:( )

چرا اينقد راحت از كنار اين سخن ها ميگذريم؟ من دارم فكر ميكنم كه اينجوري نبودن خيلي سخت تر از اينجوري بودنه ها.

شادي او در چهره...

نفس او  از هر چيزي خوارتر...

برتري جويي را زشت...

همت او بلند....

سكوتش فراوان...

وقت او با كار پر...

شكرگزار...

شكيبا...

ژرف انديش...

فروتن...

.

.

.


بخواهيم كه باشيم.

دعا كنيم كه باشند.

نوشته شده توسط محبوبه  | لینک ثابت |
اين زبان چموش! جمعه بیست و هشتم آبان 1389 17:42

امام علی(ع) به مالک اشتر
ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،
فردا به آن چشم نگاهش مکن

شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.


پ.ن: در مورد گناهانی که آدم در حق دیگران کرده مثلا غیبت یا قضاوت نادرست، اگه رومون نشه از اون فرد حلالیت بخوایم باید چی کار کنیم که بخشیده بشیم؟ :(

پ.ن: غيبت غيبت غيبت:( داشتم به اين فكر ميكردم كه خيلي از گناهاني كه ما ميكنيم زير سر اين زبونه ها. البته چيزي به زبون مياد كه در فكر و قلب آدم اومده باشه. يه سخن دارن امام علي(ع) كه "زبان مومن در پس قلب او و قلب منافق در پس زبان اوست" يعني عجب قلبي دارم من!!! بعد ميفهمي كه همچين توبه اي هم نكرده بودي و لذت گناهه هنوز ريز زبان مذكور جا خوش كرده! بعد جالبيش اينه كه  هرروز عهد ميكني كه از فردا اين زبان چموش رو مهار ميكنم و كمتر حرف ميزنم...اما...:(

پ.ن: التماس دعاي زياد براي اينكه به روح عمل غيبت پي ببرم و ببريم(دكتر توسركاني تو يكي از جلسات قرآنشون ميگن كه يكي از دلايل عصمت امامان اين بود كه روح گناهان رو ميديدن. يعني مثلا وقتي ميديدن كه غيبت در باطن گوشت برادر رو خوردنه يا مال يتيم رو خوردن همون آتش در شكم فرو بردنه اين كارو مسلما نميكردن.) دعا براي اينكه بصيرتر بشيم قبل از روزي كه پرده ها از جلوي چشمامون برن كنار و ديده هامون تيز بشن و بعد بخوايم برگرديم به اين دنيا و مهلت داده بشيم باز...

نوشته شده توسط محبوبه  | لینک ثابت |
لطف آنچه تو انديشي یکشنبه شانزدهم آبان 1389 23:28

پيامبر صلى لله عليه و آله :

از خوشبختى انسان درخواست خير از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است كه از خدا درخواست خير نكند و به خواست او ناخشنود باشد.

تحف العقول.


پ.ن: توي اين يك سال اتفاقات زيادي براي من افتاد. تلخ و شيرين. به اتفاقات تلخ نميگم شكست. دوست ندارم اسمشونو بذارم شكست. چون الان كه برميگردم ميبينم تجربيات خوبي بودند و باعث تغييرات خوبي در من شدند  و اين درس رو به من دادند كه بيشتر به خدا اعتماد كنم. البته پنهان نميكنم كه هنوزم خيلي وقتها بيش از حد بر چيزي اصرار ميكنم كه قسمتم نيست. سرنوشتم نيست. مسيرم نيست. براش آفريده نشدم. براي من آفريده نشده و اين رو ناشي از ايمان ناقص خودم ميدونستم و ميدونم.

 چند هفته پيش تو راه دانشگاه دختري منو ديد و چون از قيافه ام ميومد كه مذهبي باشم به بهانه ساعت پرسيدن سرصحبت رو باز كرد و بعد گفت: تا حالا شده يه چيزي رو خيلي بخواي و بعد يه ذكر يا دعاي خاصي براش خونده باشي كه برآورده شده باشه؟ من هم كه عجله داشتم گفتم: من معمولا اينجوري دعا نميكنم. دعا ميكنم كه خير آدما براشون پيش بياد. دختر كه معلوم بود يه چيز خيلي مهمي رو ميخواد گفت: نه...اين كافي نيست واسم. دعا كنيد واسم كه من به اون چيزي كه ميخوام برسم. لبخندي زدم و گفتم: دعا ميكنم اون چيزي كه ميخواي خيرت باشه و بهش برسي. دختر انگار راضي شده باشه گفت: باشه.

خيلي ي ي محتاج دعام خودم كه به اين باور برسم. دعام كنيد. من هم.


در دايره قسمت ما نقطه تسليميم...لطف آنچه تو انديشي حكم آنچه تو فرمايي.

`پ.ن:‌يكي از دوستان نظر داده بودند كه: "...از بيرون به مسائل نگاه كنيد حل ميشود."

اتفاقا اين همون حرفيه كه خودم موقع سختي ها و مشكلات و رنجهاي بقيه بهشون ميگم. اما يكي از عيب هاي بزرگم اينه كه هنوز خودم به اين نگاه از بيرون نرسيدم. يعني  اين نگاهه گاهي به صورت مقطعي درم ايجاد ميشه. اما اون ايمانه موندني نيست و موقع رخ دادن يه آزمايش ديگه بازم ... يا كه اين مقطعي بودن يعني شايدم اصلا نيومده كه بمونه و نره.و همين باعث شده كه مثلا به خاطر بعضي اتفاقاتي كه تجربيات خوبي بودن برام  خودم رو بعدها سرزنش هم بكنم.

التماس دعا هم واسه همين بود ديگه;)

التماس دعاي فراوان.

نوشته شده توسط محبوبه  | لینک ثابت |
حول حالنا الي احسن الحال... شنبه پانزدهم آبان 1389 1:23
باورم نميشود در طي يكسال يك آدم بتواند اين قدررررررر تغيير كند. واقعا باور كردني نيست. "محبوبه" يكسال پيش من را با الانم نميتوان مقايسه كرد.

فقط شكر:)

سلام!

نوشته شده توسط محبوبه  | لینک ثابت |
صدای پای آب... یکشنبه یکم شهریور 1388 4:21
لای این شب بوها...


توضیح: من و فرشته و آمنه...آنجا می نویسیم. بیایید پیشمان، نرم و آهسته:)
نوشته شده توسط محبوبه  | لینک ثابت
 Powered By  BLOGFA.COM
 
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی